تبليغاتX
بخش روانشناسی JMS

بخش روانشناسی JMS

در هنگام عصبانیت فقط ۶۰ ثانیه طلایى براى بازیابى آرامش احتیاج دارید

کودک دوساله شما دیوار پذیرایى را با ماژیک خط خطى کرده است ، بچه پنج ساله تان با وجود مخالفت شما باز هم شیرینى مى خواهد و فرزند هفت ساله شما دروغ مى گوید؛ خب ، علت کافى براى انفجار از عصبانیت دارید، اما راه حل بهتر صبر مى خواهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایران ، در این حالت اگر عصبانى شوید، در آخر کار ماجرا با یک عذرخواهى و قرار گرفتن کودک در وضع دفاعى به پایان مى رسد پس به یک نقشه حساب شده احتیاج دارید و این طرح مى تواند راهکار کلى باشد. خونسرد بودن به آرامش اوضاع و احوال کمک مى کند و به این ترتیب فرصتى به فرزندتان مى دهید تا حرف هایتان را بهتر بشنود. فریاد زدن همه چیز را خراب خواهد کرد چون فرزندتان به جاى پى بردن به اشتباهش متوجه خشم و ناراحتى شما مى شود پس اگر اعصاب خود را کنترل کنید کودک بهتر متوجه مى شود که چه انتظارى از او دارید
شش مرحله ساده دستیابى به هدف در ۶۰ ثانیه
۱۰ ثانیه اول : واکنش سریع- اول ماژیک را از کودک بگیرید و اگر با خواهر یا برادرش دعوا مى کند، آنها را از هم جدا کنید و کودک را به اتاق دیگر ببرید. بنا به عقیده یکى از متخصصین به این کار مداخله سریع مى گویند. توقع نداشته باشید که تا به کودک فرمان ایست دادید، او هم اجرا کند، حفظ امنیت کودک بر مسائل دیگر مقدم است.
هر چیزى را که موجب به وجود آمدن دیگر مشکلات مى شود از دسترس کودک دور کنید. کودک تان باید به شماو موقعیت موجود توجه کند وگرنه خوردن شیرینى و آزار و اذیت خواهر و برادر تبدیل به نوعى سرگرمى براى او خواهدشد. در صورت لزوم خودتان و فرزندتان را از صحنه هیاهو و جار و جنجال دور نگاه دارید در نتیجه امکان این که کارى انجام دهید یا حرفى بزنید که بعداً از یادآورى پشیمان شوید از بین مى رود.
۱۰ثانیه دوم: حفظ آرامش- عصبانى شدن کار راحتى است اما کنترل آن بسیار سخت است. ذهن کودکان کاملاً باز و منطقى است چون به خوبى مى دانند که چه وقت عصبانى مى شوید، حتى اگر سعى کنید آن را بروز ندهید. بیان احساسات کار بسیار مشکلى است بنابراین باید کوتاه ترین و مناسب ترین راه را از بین راه هاى گوناگون پیدا کنید. به جاى این که بگویید«اى پسر بد» با صداى بلند بگویید«آ.آ.آ» این کار موجب آرامش شما مى شود و کودک نیز احساس حقارت نمى کند. خونسردى شما فرصت خوبى براى کودک است تا حرف هایتان را بهتر بشنود. اگر فریاد بزنید همه چیز از پایه خراب خواهد شد.
۱۰ثانیه سوم:شناخت موقعیت- براى چندثانیه هم که شده، وقایع را مرور کنید. مانند اتفاقى که در اول این مطلب ذکر شد: دیوارهاى خط خطى شده اتاق خواب با مداد بنفش موجب عصبانیت شما شده است، در و دیوارها همه خط خطى شده اند و پسر شما، به خاطر عصبانى شدن شما از کار خود پشیمان شده و به خاطر واکنش شما قلبش شکسته است.

 چند لحظه بعد متوجه مى شوید که کار او تقلیدى از کتاب «هرى و مداد بنفش» بوده و در واقع او به نظر خودش کارى خلاقانه و سازنده انجام داده است. در نظر داشتن موقعیت کار سختى است ، شاید بداخلاقى کودک سه ساله مربوط به گرسنگى او باشد، بنابراین بهتر است موقعیت خود را در نظر بگیرید و از خودتان بپرسید عواملى وجود دارد که بتوان با کمک آنها از بروز این رفتار در آینده جلوگیرى کرد هیچ وقت به فرزندتان نگویید «چند بار به تو گفتم که…»
حتى اگر بعضى چیزها را ۱۰۰ بار به فرزندتان گفته اید مهم نیست باز هم دوباره و دوباره بگویید؛ فقط دوباره.
۱۰ثانیه چهارم: حرف زدن با کودک- اگر به کودک تان فرصت هیچ کارى نمى دهید بهتر است به جاى کنترل کردن وى و نظم بخشیدن به رفتارش به او مسئولیت بدهید و به جاى تنبیه به او بگویید چرا اجازه نمى دهید بعضى کارها را انجام دهد.

او دوست دارد از شما بشنود که چه کار اشتباهى کرده و چگونه مى تواند کار بهترى انجام دهد. براى مثال به او بگویید که ما روى دیوار خط نمى کشیم ، روى کاغذ نقاشى مى کشیم. بحث و جدل با فرزندان بى فایده است و موجب کاهش تأثیرپذیرى کودک مى شود.
۱۰ثانیه پنجم: زمان نتیجه گیرى- بعضى از والدین فکر مى کنند تنبیه ، رکن اصلى تعلیم و تربیت است ، اما بیان چهار یا پنج کلمه ساده براى گرفتن شیرینى از دست کودک و گفتن «قبل از شام شیرینى نخور» از قاپیدن شیرینى بهتر نیست
با تنبیه کارى از پیش نمى رود. اگر کودک داخل خانه توپ بازى مى کند، به جاى تنبیه، توپ را از دسترسش دور کنید. اگر نتیجه اى که انتظار دارید گرفتید، خواهید دید که کم کم اثربخشى کلامتان تقویت مى شود.

موضوع مهم و مؤثر ، فرصت دادن به کودک براى به دست آوردن تجربه و نتیجه اعمالش است. براى مثال اگر او بچه ها را بزند دیگر نمى تواند با آنها بازى کند.
۱۰ثانیه ششم: رفتارهاى منطقى-ذهن کودک کاملاً باز و منطقى است. این که دائم او را زیر نظر داشته باشید، کار خسته کننده اى است. والدین قوانین و نظرات مختلفى دارند ولى در به اجرا درآوردن هرکدام از آنها، به زمان خاصى نیاز دارند

 بنابراین، خطرات را جدى بگیرید و کارى را که خودتان نمى توانید انجام دهید، تحمیل نکنید. گفتن این که «این آخرین شیرینى است که تو مى خورى» یا «تا یک ماه دیگر از بازى خبرى نیست» نه تنها موجب ناراحتى کودک مى شود بلکه قواى جسمانى خودتان رانیز تحلیل مى برد.
نقشه ۶۰ثانیه اى خیلى ساده است ، اما براى اجراى آن، نیاز به تفکر به منظور رسیدن به اهدافتان و به همان میزان نیاز به کنترل رفتارتان دارید.

برگرفته از سایت پزشکان

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 3:18  توسط حجت الله ایزدیان  | 

در مقابل چی؛ مثل چی باش!!!

در مقابل کارهاي روزمره ؛مثل ساعت دقيق و منتظم باش

- در مقابل حوادث و خبرهاي بد چون باد سريع بگذر

- در مقابل مشکلات و سختي ها چون سنگ خارا قوي و غير شکننده باش

- در مقابل بزرگتر ها چون بید همیشه سر به زیر باش.

- در مقابل سخنان درشت و ناراحت کننده چون پنبه نرم باش

-در مقابل عواملي که نميتواني تغيير شان دهي چون موم انعطاف پذير باش

-در مقابل بخشش همچو خورشيد سخاوتمندانه و بي توقع بر همه بتاب

- در مقابل ضعف نفس مانند شناگري ناشي باش آنقدر خود را به آب بزن تا روزي شناگر ماهري شوي

- در مقابل تملق و چاپلوسي مانند ناشنواي باش که نه ميشنود و نه عکس العمل نشان ميدهد

- در مقابل جاه و مقام چون عقابي باش که هر چه بالاتر ميرود کوچک و کوچکتر ميشود

- در مقابل پشتکار همچو مورچه اي باش که باري را ده ها برابر وزن خود دارد بر دوش دارد و از يک سر بالايي ده ها بار بالا رفته پاين ميافتد ولي همچنان ادامه ميدهد

- در مقابل نا اميدي هميشه بزرگاني از تاريخ را به ياد آور که با وجود معلوليتها و محروميتها نامشان براي هميشه در تاریخ ماندگار است

- در مقابل زياده خواهي هميشه باد کنک را به ياد آور که تنها ميتواند مقدار معيني باد را تحمل کند ؛در غير اينصورت ميترکد و نابود ميشود

- در مقابل الفاظي مانند شانس؛بخت واقبال مانند بي سوادي شو که يک کتاب پر از اين کلمات را روبه رويش قرار داده باشند

- در مقابل ترس باتلاقي را به ياد آور که هر چه بگذرد بيشتر در ان فرو ميروي

- در مقابل ارتکاب به گناه چنان فرض کن که براي رسيدن به ان بايد از يک ديوار بتني با دست خالي بگذري

- در مقابل دشمن دوست نما همچو قطب هاي هم نام دو آهن روبا عمل کن

 - در مقابل شکست مانند ماهي باش که در خلاف جهت جريان رود ؛خستگي ناپذير ساعتها وروزها شنا ميکند

- و بالاخره- در مقابل عشق همچو شاعران بزرگ با احساس و آماده پاسخگويي باش...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 22:15  توسط محمد متین راد  | 

اسرار چشمها!...

اين نوشته پيرامون مبـحث پـرآوازه و نـوظـهور مـوسـوم بـه  "علايم دستيابي ديداري" مي باشد. شيوه اي كه مـا را قادر مي سازد با مشاهده حركات چـشـم هـا بـه نـحـوه انديشيدن فرد پي ببريم. مـبـنـاي ايـن علم بر پايه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهايـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـي خـود را آشـكـار ميسازند. فراگيري آن ما را يقينا در بهبود برقراري ارتبـاط با ديگران در زندگي ياري خواهد داد.

تشخيص حركات چشم قدري به تمرين و ممارست نيـاز  دارد زيرا كه برخي افراد حركات چشم بسيار كنـد و آرام، مختصر، زيركانه و يا تعمدي دارند كه اغلب اوقات ارزيابي چشم را پيچيده و دشوار مي گردانـد. حـركات چـشـمـها نشان دهنده آن است كه فرد چگونه ميانديشد،آيا وقايع گذشته و يا آينده را در تصور خود ميپروراند، صدايي را در باطن خود دوبـاره مي شـنـود و يا صداي جـديـدي را در ذهن خود مي آفريـنـد. در دلـش بـا خود حرف ميزند و يا توجهش معطوف به احساساتش مي باشد. جهت رمز گشـايي حركات چشمها صورت را به 3 بخش فوقاني-مياني-تحتاني در ذهن خـود مجسم كنيد. اكنون مجددا آن 3 بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسيم كنيد. حركت چشم به سمت هر يك از اين 6 منطقه را ميتوان اينگونه تفسير كرد:

بالا: ديداري

وسط: شنيداري

پايين: تكلم و احساسات

سمت چپشان مربوط به اطـلاعـات يـادآوري شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده مي باشد. به اين مفهوم كه شخص به مـنظور دستيابي به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غير ارادي چشمانش را به جهات مختلف حركت ميدهد.

چشمها بالا وچپ: نيـمكره غيـر بـرتـر تـجـسـمات فكري - تصوير ذهني يادآوري شده - دستيابي به خاطرات بصري (Vr)

چشمها بالا و راست: نيـمـكره بـرتـر تجسمات فكري-تصوير ذهني خلق شده-قوه مخيله (Vc)

چشمها وسط و چپ: نيـمـكره غـير برتر پردازش حـس شـنـوايي-دستيابي به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا (Ar)

چشمها وسط و راست: نـيـمـكره بـرتر پـردازش حـس شنوايي-تجسم اصوات جديد (Ac)

چشمها پايين و چپ: نداي درون-گفتگوي باطني-ايجاد كلام(Ad)

چشمها پايين و راست: احساسات، حـس لامـسه و هـم احشايي-دستيابي به احساسات، عواطف، احساس سردي وگرمي، درد، فشار، حركت و جاذبه(K)

چشمها مستقيم بسمت روبرو و متسع: دسـتـرسـي سـريع و آني به تمام اطلاعات حسي (معمولا بصري)

 كاربردها

 1- موثرتر ومفيدتر بيانديشيد

 از آنجايي كه حركات چشمها سبب تحريك بخشهاي متفاوتي از مغز ميگردند، بـنـابـراين شما را در انديشيدن بهتر ياري ميكند. بـراي مـثال هنگامي كه از شما پرسيده شود كه آخرين فردي كه امروز صبح ملاقات كردي چه كسي بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم هـا بسمت بالا و چپ مي توانيد آن را بهتر به خاطر بياوريد.

 ۲- بدانيد چه زماني بايد سكوت كنيد

هنگامي كـه فـردي در حين انجام حركات چشمي مي باشد و شما نيز همزمان صحبت مي كنيد، رشته افكار وي برهم از دست ميرود كـه سبب تاخير و كندي ارتباط مـتـقـابل، سردرگمي و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد. 

 3- حريم شخصي افراد 

افرادي كه شيوه تفكرشان وابسته بر اطلاعات بصري ميباشد، بـه حـريم شخصي زيادي نياز دارند. مايلند از شما به اندازه كافي فاصله بگيرند تا قادر باشند خيلي خوب شما را مشاهده كنند زيرا كه با نگاه كردن به شـمـا اطـلاعـات بـسـيـاري را گـردآوري مـي كنند. بنابراين دور از آنها نشسته و يا بايستيد. افرادي كه احساسي مي انديشند مايـلـنـد به حد كافي نزديـك بـاشـنـد تـا بـا شـما تـماس جسمي برقرار كنند كه اين كار را با زدن به بازوهاي شما، گرفتن آرنج و يا شانه و دست دادني كه گويي ميـل بـه رها كردن دستان شما ندارد بروز ميدهند. همچنـيـن افـرادي كه يادگيري و تفكراتشان وابسته به اطلاعات شنيداري ميباشد كمترين توجهي نسبت به وجود شما و حركات جسماني شما ندارند زيرا كه تمام توجه شان معطوف به جزئيات و صـحت اطـلاعـات مبـادلـه شده و تحليل آن ميگردد.چشم برهم زدنهاي مكرر و يا حتي بستن چشمها به مدت چند ثانـيه در هنگام بحث و گفتگو پيرامون مسائل پيچيده از ويژگيهاي اخلاقي آنان ميباشد.

4- دروغگو را شناسايي كنيد

هنگاميكه مشاهده كرديد شخصي درپاسخ به پرسشهاي شما به بالا و سـمـت راست چشم ميدوزد احتمالا در فكر فريب و يافتن پاسخ ساختگي ميباشد.

زياده روي نكنيد

به خـاطر داشته باشيد كه حركات چشمها در تمام افراد صادق نميباشد گاهي اوقات در افراد چـپ دسـت حـركات چشم مذكور معكوس بوده و يا حتي برخي افراد داراي حركات چشم منحصر به فردي مي باشند. بنابراين در استفاده از آن مـحـتـاط و مـيانه رو باشيد و هيچگاه به آن به ديد يك قانون ثابت ننگريد.

 

منبع:http://www.mardoman.com/life/eyes.aspx

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:44  توسط محمد متین راد  | 

راهي به سوي موفقيت و افزايش اعتماد به نفس

 

او گفت:به لبه ي پرتگاه بيائيد.

آنها گفتند: مي ترسيم.

او گفت:به لبه ي پرتگاه بيائيد.

آنها آمدند.

آنها را هل داد وآنها پرواز كردند.

                                      گليام آپولينز

بر خود خيمه زنيم،

 سايبان آرامش ما،

 مائيم.       

                                    سهراب سپهري

۴ قدم اساسي براي موفقيت:

 ۱.هدف هاي خود را آنقدر عظيم و بزرگ كنيد كه شما را وادار سازد صبح خيلي زود از رختخواب بيرون بيائيد.

2.بر روي چيزي كه مي خواهيد ،وتنها بر روي آن،تمركز كنيد.

3.مطمئن شويد كه هدفهاي شما تماما مربوط به شماست.

4.اهداف را آنقدر به قطعات كوچكتر تقسيم كنيد كه دست يابي شما به آنها آسانتر شود.

 زماني كه شما گروهي از اهداف بزرگ را طراحي مي كنيد واقعا براي شما روحيه بخش است ومتوجه خواهيد شدكه زندگي تان به ميزان قابل توجهي تغيير كرده است.

 4 قدم ساده براي موفقيت واعتماد به نفس:

1.در خود يك تصوير با اعتماد به نفس از موفقيت بسازيد.

2.در يك وضعيت  و حالت  با اعتماد به نفس وبا تن صداي مثبت با خود صحبت كنيد.

3.بدن خود را با اعتماد به نفس حركت دهيد.

4.قبل از اينكه همه چيز مهيا شود عمل كنيد.

البته آخريني هم وجود دارد اينه كه:

                                ( خودتان باشيد )

 

EQ(هوش هيجاني) خود را افزايش دهيد:

 

 

خوشحالي از رشد يك انسان در جهان كنوني شامل ناديده گرفتن هيجانات نيست بلكه ياد گرفتن اين است كه چگونه اين هيجانات را هدايت كنيم.

                            آنونيس

 

مشاهده و درك احساسات ناراحت كننده به ما ياد مي دهند كه چگونه مثل يك انسان رشد كنيم.

هيجانات همان حس ششم ما هستند كه در طول زمان تغيير مي كند زيرا هم ما و هم زندگي ما در طي زمان دستخوش تغيير وتحول است.

بسيار مهم است كه شما بين تصاوير وصداهايي كه از ذهن شما،بر اثر احساسات ناشي از عكس العمل هاي ناخودآگاه ،به وجود مي آيد وآن احساسات عميقي  كه براي شما پيغام هاي مهمي دارند و شما بايستي از آنها ياد بگيريد،تفاوت قائل شويد.

وقتي يك هيجان ناراحت كننده را حس مي كنيد با صحبتهايي كه با خود در ذهنتان مي كنيد،تصاويري كه در ذهن خود مي سازيد حتي روش استفاده از بدنتان ،آن هيجان را عوض كنيد.اگر هيجان دوباره بازگشت پيام مهمي از ذهن ناخودآگاه شما برايتان دارد.

به طور مثال:مجسم كنيد كه يك مطلب را به صورت كامل  وبي عيب ونقص ارئه نموده ايد و احساس بهتري  به دست آورده ايد در اين صورت نگراني شما غير ضروري بوده است.اما اگر بعد از اينكه تصور كرديد به صورت كامل و بي عيب ونقص مطلب را ارائه كرده ايد اما احساس ناراحت كننده ي شما عوض نشد در اين صورت نياز داريد كه از خود بپرسيد كه«من به چه چيزي در اينجا بايد توجه كنم؟اين احساس چه پيغامي براي من دارد؟»

هرچه بيشتر در ايجاد رابطه با احساسات خود تلاش كنيد ،بيشتر در زندگي خود را كنترل مي كنيد و خيلي سريعتر مي توانيد به پيغام هاي فرستاده شده عمل كنيد بدين ترتيب شما از نظر احساسي، با هوش تر خواهيد شد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:33  توسط حجت الله ایزدیان  | 

عدد 7

از ابتدای پیدایش جهان عدد 7 اهمیت مخصوصی داشته ومردمان باستان به آن توجه خاصی داشتند.

خداوند دنیا را در7روز خلق کرد.

طواف خانه خدا 7 دور است.

سعی بین کوه صفا وکوه مروه در کنار خانه خدا 7دور است.

حضرت ابراهیم خلیل 7 سنگ بر شیطان زد.

ایام را به 7 روز تقسیم کردند.

ستارگان دب اکبر و دب اصغر 7تا هستند.

قوس وقزح 7 رنگ است.

گاو چاق و لاغر حضرت یوسف 7 تا بود.

کلام حضرت مسیح 7 تا بود.

گناهان کبیره 7 تا است.

نت در گام وسیقی 7 تا است.

استعداد روحی 7 تا است.

شاخه شمعدانی 7 تا است.

جادوگران یونانی 7 نفر بودند.

آسمان 7 طبقه دارد.

هفت سین در شب عید 7 تا است.

بهشت و جهنم 7 طبقه دارند.

و.......

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 6:2  توسط حجت الله ایزدیان  | 

مدیریت جدید بخش روانشناسی

بسمه تعالی

با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی

مدیریت بخش روانشناسی به آقای ایزدیان و آقای متین راد واگذار گردید واز خانم مرادنیا که دو ترم مدیریت این بخش را بر عهده گرفته وتلاش بی وقفه ای داشتند صمیمانه تشکر وقدردانی به عمل می آید.

هدف جدید این بخش:

این بخش قرار است شامل مقالاتی درباره روانشناسی؛فراروانشناسی؛متافیزیک؛علوم غریبه و.... باشد.

دوستانی عزیزی که مایلند در آپدیت کردن این بخش مارا یاری کنند و یکی از نویسندگان این بخش باشند می توانند در قسمت نظرات اعلام آمادگی کنند.

                                                

                                                                                                  با تشکر:

          مدیران بخش روانشناسی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 5:40  توسط هيئت نويسندگان  |